درباره ی شهید سید مرتضی آوینی
یکشنبه 9 تیر ماه سال 1387 ساعت 1:19 PM
محاصره
((وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین شهر نشده بود.یک دوربین((اکلر))داشتیم و یک ضبط صوت((ناگرا))و خرت وپرت های دیگری که این مجموعه را کامل می کرد. کارگردان و صدابردار خود من بودم و به جز فیلمبردار، یک نفر دیگر همراه ما بود:شهید((غلام عباس ملک مکان))که هم رانندگی می کرد و هم محافظ مسلح!گروه بود.فیروز آباد در محاصره ی عشایر یاغی ای بود که برای ناصرخان و خسروخان قشقایی می جنگیدند.ما به همراه ملک ملکان حلقه ی محاصره را شکستیم و خود را به بچه های سپاه و رزم آوران مردمی فیروز آباد رساندیم.))
پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 7:08 PM

با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم.مدتی بعد ضرورتهای موجود باعث شد که بیل را کنار بگذاریم و دوربین برداریم. اوائل سال 59 بود که بعنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمدیم و در گروه ((جهاد)) که پیش از ما توسط خود کارکنان تلویزیون تاسیس شده بود ،مشغول شدیم.
تهیه ی گزارشی تصویری از سیل خوزستان اولین کار مستند گروه بود. کار بعدی، مجموعه های ((خان گزیده ها)) و((شش روز در ترکمن صحرا)) که درباره ی فعالیت های خوانین فیروزآباد فارس علیه انقلاب و تحرکات نظامی گروههای مسلح ضد انقلاب در گنبد بود.
سه شنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 11:14 AM

امام را که پیدا کرد ، تمام نوشته های خود -اعم از تراوشات فلسفی ،داستانهای کوتاه ، شعر و....- را درون چند گونی ریخت و آتش زد.
((هنر امروز حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان. به فرموده حافظ :
تو خود حجاب خودی،حافظ از میان بر خیز
سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم، تا هرچه هست خدا باشد. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست، اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه گر می شود...))